چراغهاي رابطه را روشن كنيم!
سي سال از انقلاب ميگذرد …
و با وجود خيل عظيمي از مراکز و سازمانها و تشکلهای فعال مذهبی، سیاسی، فرهنگی و… هنوز نميتوان از وجود تعریفي واحد و معیار از فعالیت تشکیلاتی در عرصهی فرهنگ دینی و انقلابي سخن گفت. تعريفي با چفت و بستهاي محكم. تعريفي با كارآمدي لااقل يك دهه. تعريفي با مُعَرِفاني مشخص.
سي سال از انقلاب ميگذرد …
و هنوز فعالان و مديران فرهنگي از فقدان مباحث نظری، کاربردی و تئوریک در زمینهي كار تشكيلاتي رنج ميبرند. و هنوز هرکدام بر اساس تجارب فردي و محدود خود و با مدل آزمون و خطا پیش میروند.
سي سال از انقلاب ميگذرد …
و هنوز اين تشكلها و گروهها و مجامع مختلف در عين آنكه افقي مشابه دارند و بر مسيري يكسان رهسپارند، اما با هم حرف نميزنند، داد و ستد نميكنند، راه تعامل نميدانند، سر همفكري و همراهي ندارند و خلاصه «چراغهاي رابطه خاموش است»!
سي سال از انقلاب ميگذرد …
و هنوز خيلي سوالهاي ابتدايي در راه فعاليت فرهنگي، پيِ پاسخ ميگردند. هنوز بر راههاي منتهي به بنبست، بر كورهراهها، چندين ردپاست. چه، رهسپاران امروز را كاري با رهسپاران ديروز و پريروز نبوده است! چنين است كه بسياري ردپاها را كه دنبال ميكني به يك دايره ميرسي. و چنين است كه سالها با شور و شوق فعاليت ميكني و به خيال خود تكليفي كه برعهدهات است را ادا ميكني، اما فرجام كار، زير پا همان ضربدري را ميبيني كه نقطهي آغاز حركتت را نشان ميدهد!
سي سال از انقلاب ميگذرد …
و حالا، در آستانهی دههی چهارم، ديگر ادامهي روند بر مدار تكرار پيشين، صعبتر از هر زمان مينمايد و ضرورت بازانديشي و بازتعريف ضروريتر از هر وقت.
زايش «فتيان» حاصل چنين دغدغههايي است.
*
فتيان سَرِ آن دارد كه در حد توانش رسانهاي براي اطلاعرسانی فعالیتهای تشکلهای همسو باشد؛ سرِ آن دارد كه به معرفی و بررسی کارنامهی فعالیت تشکلهای موفق بپردازد؛ سرِ آن دارد كه کارنامهی فعالیت شخصیتهای تأثیرگذار بر تشکلهای جوانان را بررسي كند؛ سرِ آن دارد كه به طرح مباحثي نظري و كاربردي با موضوع فعاليت تشكيلاتي بپردازد؛ سرِ آن دارد كه در راه الگوسازي كار تشكيلاتي گام نهد؛ و بالاخره سرِ آن دارد كه فرهنگ نقد و نقادی را به عنوان يك نياز ضروري ارج نهد و ترويج كند.
*
فتيان قرار است فصول مختلفي را شامل شود كه مهمترينشان ايناناند:
فصل يكم، «اخبار» است. اين بخش، اخبار تشكلها، سازمانها و نهادهاي فعال فرهنگي، و اطلاعرساني فعاليتها و محصولات آنها را شامل ميشود. فربهي و كمال اين بخش، بسته به ياري شماست. جاي معرفي و اخبار تشكل شما در فتيان خالي است. خالي مگذاريدش!
فصل دوم، «صراط» نام دارد و مشحون است از حرفهايي براي شنيدن و بهكاربستن. حرفهايي از بزرگان و عقلاي قوم. كه گرچه پيشتر گفتهاند، اما كمتر شنفته شده است و به كار بسته شده. در گزينش اين سبد گل، از گلستان سخنان انديشمندان، بيش از همه دغدغهها و سئوالات پيش روي فعالان عرصهي فرهنگ مدنظر بوده است. فتيان نهايت سعياش را به كار گرفته تا اين فرازهاي منتخب، عصارهي افكار و انديشههاي هر يك از بزرگان باشد. اميد كه به كار آيد.
فصل سوم، «قاب» است. قابي براي ديدن و خوب ديدن. قابي براي زانوزدن و شنفتن و آنگاه پرسيدن، و بحثكردن. قابي براي معرفي، تحليل و البته نقد كساني كه غريبه نيستند، ميشناسيمشان. و هركدام حرفهايي دارند كه عمري را بر سر آنها گذاشتهاند.
فصل چهارم، «ياد ايام» است. با اين فصل، قرار است دفتر خاطرات برخي پيشكسوتان و صاحبنامان اين عرصه را تورق كنيم. قرار است تجربهي يك كار تشكيلاتي موفق را به روايت آدمهاي محوري و دستاندركارش بشنويم. و به ضميمه، سخن آشنايان و ناقداني كه در همان حوالي مسكن گزيده بودهاند را نيز پذيرا شويم.
فصل پنجم، «پرونده» است. پروندهاي براي بعضي تشكلهاي موفق كه توانستهاند فراتر از مرزهاي يك تشكل معمولي، افقهاي دورتر و وسيعتري را هدف گيرند. پروندهاي كه بتواند به ما بشناساند آن تشكل و مسئولين و فعالانش را؛ و بررسي كند اهداف و برنامههاشان را؛ و تحليل كند رويكردها و جهتگيريهاشان را؛ و به نقد كشد فعاليتها و ابزارهاشان را. هر شماره، يك پرونده. هر پرونده، يك تشكل.
و بالاخره فصل ششم، «گعده» ناميده شده است. و چنانچه از نامش برميآيد جايي است براي دور هم نشستن و گپزدن به صرف يك استكان چاي داغ! منتها چون محفل ما، محفل فعالان فرهنگي و تشكيلاتي است، طبعاً گفت و شنود و گپ آنان نيز حول محوري موضوعات مرتبط است. حول دغدغهها و سئوالات مشترك. حول آنچه به كارمان ميآيد و براي ادامهي فعاليتمان از نان شب هم واجبتر است. خيالتان جمع. در قوريِ چينيِ بزرگِ فتيان، آن اندازه چاي خوشطعم و گوارا هست كه هرچه هم مجلس شلوغتر شود، به همه يك فنجان برسد. پس دست به قلم بريد و بنويسيد از تجاربتان، از نظراتتان، از باورهاتان، از آنچه در سالهاي فعاليت خود بدان رسيدهايد. كه فرمود: «قيّدوا العلم بالكتابة». بگذاريد ديگران هم بر سر سفرهي تجربه و ثمرهي كار شما مهمان شوند. بگذاريد اين ضيافت همهگاني باشد.
موضوعات و سرفصلهاي گعده، قرار است اين موارد را شامل شود: «ضرورت نظريهپردازي در مورد تشكلها»، «خودسازي یا جامعهسازي»، «تشكلها و حکومت دینی»، «شبكهي تشكلها»، «مسجد و تشكل»، «تشكل و خانواده»، «هدف تشكل: تربيت نيرو يا فعاليت؟»، «مسألهي نظر و عمل در تشكلها»، «مخاطب تشکل: مخاطبمحوري، مخاطب خاص يا عام، مرز ورود تشكل به مسايل مخاطب، و هویت تشکلی»، «رابطهي مريد و مرادي در تشكلها»، «مدیریت تشكل»، «مسألهي جنسيت»، «خلاء تشكلهاي خاص زنان»، «اخلاق تشكيلاتي»، «منابع مالي تشكلها» و «تشکلها و انقلاب اسلامی». در هركدام اين موضوعات كه ميبينيد حرفي، نظري، طرح مسألهاي داريد كه ميتواند براي ديگران راهگشا و مفيد باشد آن را در يادداشتي كوتاه (حداكثر ۸۰۰كلمهاي) براي فتيان بنويسيد. لطف مهماني به گرماي حضور ميهمانان است و هرچه تعداد مهمانان بيشتر، محفل گرمتر و پرشورتر. و اين يك دعوتنامه است؛ براي شما.
*
فتيان بر آن است تا گامي باشد در راستاي بهبود وضعيتها و نگرشها در عرصهي فعاليت فرهنگي و غنابخشي به ادبيات نظري و مفهومي كار تشكيلاتي. و اينهمه بعد از عنايت باريتعالي، بسته به همراهي شما عزيزان و همسفران است.
چنين باد!